دل خسته, تر از همیشه ، بی بال و پرم
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
چگونه, فراموشت, کنم....
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
نبودن, تو بهانه بدی است برای سکوت
نبودن تو و سکوت با هم یکجا جمع نمی شوند
تو که نیستی هجوم نبودنت فریاد می شود
برای عشق...
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
باورکن
پاییز که می آید
همین پیرمردهای تنها
روی نیمکتهای پارک هم
به اولین, عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی
یا گیسوان سیاه
روسری خالدار
یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی
که هیچ گاه به مقصد نمی رسد
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای, تو می نویسم
هنوز هم در ازدحام این همه امواج
از با تو بودن حرف می زنم
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است
و هنوز هم ساحل آرام منی که موجهای سهمگین روزگار وجودم برکرانه نگاه مهربانت آرام می گیرد.
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
درد دارد.....
کسی تنهایت بگذارد که
به جرم با او بودن, همه تنهایت گذاشته باشند
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری
برچسب:
نویسنده: روژان اکبری